‏نگاهم کرد و گفت: می‌دانی رنج تو از چیست؟
تو به آنچه نباید، بسیار می‌اندیشی.



جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۱ |

 
 

هربار خواستم به فرداها فکر کنم
و امید داشته باشم که حتما
روزهای سخت تمام می شود
اتفاقی افتاد وسط تمام فکرهایم!
حالا اما
دلم می خواهد 
خوشبین باشم به همین لحظه
دلم می خواهد 
همین ثانیه ها را در آغوش بگیرم
و به فرداها فکر نکنم!
دلم می خواهد نشانه های بهار را
سیر تماشا کنم
و حواسم نباشد که تابستانی در راه است!
دلم می خواهد بخندم
و حواسم نباشد دلهره ای در من جریان دارد!
دلم می خواهد حواسم را پرتِ
بی حواسی کنم
و دلم خوش باشد
به دم و بازدمی که هنوز 
در من جریان دارد!

#انسی_نوشت



دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ |

 
 

‏هیچ چیز درمانده تر از کسی نیست که آرزویش در مقابل چشمانش به دیگری برسد.



یکشنبه ۸ خرداد ۱۴۰۱ |

 
 

سوفی در مست ترین حالت ممکنش حرف جالبی زد: 
که یک شب‌هایی باید زیاده روی کرد! 
در مستی، در غم، در دوست داشتن، در هر آن‌چه که همیشه محتاط بوده ای....



چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱ |

 
 

‏احسان عبدی‌پور یه جایی می‌گه: "من تمام غم‌های از سر گذشته را مرور می‌کنم."
‏کاری که نباید انجام بدم، ولی شب‌ها می‌کنم.



چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ |

 
 

چون بیش از حد صبوری، گمان کردند که هیچ چیز را احساس نمی‌کنی.

"نجیب محفوظ"



شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ |

 
 

دلخوش به جمع کردن یک مُشت آرزو
این شادی حقیر! همین است زندگی ....

فاضل نظری



سه شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ |

 
 

به چشمهای خودش خیره شده بود و دوباره پرسید: «تو را کجا پیدا کردم؟»
چشم‌هایش خندیدند و پاسخ دادند: «در دردهایت.»

#پونه_مقیمی



جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ |

 
 

زخم‌هایم را دوست دارم.
آنها شاهدان اصلی‌ام هستند که چطور شجاعانه زندگی کردم.
#پونه_مقیمی



پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ |

 
 

‏برای همه‌ی ما، همه‌ی روزها فراموش می‌شوند.
به جز همان یک روز، که نشانی آن را به هیچ‌کس نگفتیم.



یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ |

 

اسلایدر

دانلود فیلم