من فقط میخوام وقتایی که دلم برای حرف زدن باهات تنگ میشه دنبال بهونه نگردم که بخوام باهات حرف بزنم
دلم میخواد هر وقت خواستم بهت زنگ بزنم و مدام پیش خودم نگم یه وقت مزاحمش نباشم
من دلم میخواد برای دیدنت لحظه شماری نکنم که یه مناسبتی پیش بیاد و یا با یه بهونه ای خودم رو سر راهت قرار بدم
من میخوام هر زمانی که دلم خواستت پیشم باشی
که حسرت شونه هات واسه اشکام به دلم نمونه
که حسرت نگات به لبام موقع خندیدنم به دلم نمونه
که حسرت انگشتات بین انگشتام اون موقع که تب کردن به دلم نمونه.
من نمیخوام واسه داشتنت
واسه بودنت
واسه دیدنت دنبال بهونه باشم.
من چیز زیادی از دنیا نمیخوام
فقط میخوام هر وقت چشم میچرخونم ببینمت
هر وقت صدات میکنم،بشنومت
من چیز زیادی نمیخوام جز اینکه تو هم من رو همینقدری بخوای که من میخوامت.
بهار؛
حتما زنی است که دستهایش را باز کرده،
موهایش را به باد سپرده و با دامنِ گل دار دور خودش میچرخد....
وگرنه این هوا؛
جز عطرِ موهای زن توجیه دیگری ندارد...
این غنچه های رنگارنگ از دامنِ کسی جز یک زن نمیتواند بروید...
بهشت کند این اردیبهشت را
یک نفر باید باشد
این روزها کنارِ هر درختِ پرشکوفه ای
با ذوق و حوصله عکس های هنری بگیرد از دلدادگی هایمان
یک نفر باید باشد
که مردانه پای تمامِ خاطراتش بماند
تا با هر بارانِ پاییز
دلمان به جرمِ خاطراتِ اردیبهشت قصاص نشود
یک نفر باید باشد
بماند و تمام اردیبهشت های عمرمان را خاطره بسازد!
یک نفر باید باشد
که تنظیماتِ پیش فرضش
فقط حالتِ "مـــــاندن"داشته باشد!
گل مىخواهد
موسيقى مىخواهد
زيبايى مىخواهد
زندگى ، حتى اگر يکسره جنگيدن هم باشد، خستگى در كردن مىخواهد
عطرِ شمعدانىها را بوييدن مىخواهد
خشونت هست ، قبول
اما خوشونت ، اصل كه نيست،
زائده است،
انگل است،
مرض است...
ما بايد به اصلمان برگرديم..
زخم را كه مظهرِ خشونت است
با زخم نمىبندند،
با نوارِ نرم و پنبهیِ پاک مىبندند،
با محبت
با عشق..
همیشه فکر می کردم معلم کسی ست که سر کلاس درس می دهد،
امتحان می گیرید،
کم و زیاد نمره می دهد و تمام!
اما با گذر زمان فهمیدم معلم ها قدرت عجیبی دارند.
آن ها می توانند دید آدم ها را به زندگی تغییر دهند.
فهمیدم معلم ها همیشه در مدرسه نیستند.
معلم می تواند همان کودکی باشد که تمام ناراحتی و دلخوری اش به چند دقیقه نرسیده تمام می شود. کودکی که کینه به دل نمی گیرد و درس بخشش می دهد.
معلم می تواند همان جوانی باشد که برای آرزوهایش می جنگد و درس تلاش می دهد.
معلم می تواند همان سالمندی باشد که به فرزندان و نوه هایش بی انتها عشق می ورزد و هیچکس مهربانی و عشق را به خوبی او یاد نمی دهد.
دنیا پر از معلم است....
معلم هایی که جدا از سن و سال؛ جدا از تحصیلات؛درس زندگی می دهند.
هر کدام از ما می توانیم حتی برای یک نفر معلم باشیم،
به شرط آنکه در زندگی چیزی برای یاد دادن داشته باشیم.
#حسین_حائریان
آدم های ترسو یک شجاع درونشان زندگی میکند
آدم های خجالتی یک من بی آبرو دارند
آدم های صبور یک من طغیانگر و آدم های پر جنب و جوش یک فرد افسرده توی وجودشان خواب است
و فقط کافی است طی یک فرایند یا توی یک موقعیت به خصوص بیدار شود
و البته که تمام کار های بزرگ دنیا در خلال بیدار شدن آن من خفته رخ داده است
از متن کتاب راز رخشید برملا شد
نوشته علی سلطانی
پیشنهاد میکنم حتما بخونید
تقصير منه كه عاشقتم.
تقصير توئه كه خوشگلى.
تقصير منه كه روانيتم. تقصير توئه كه دلبرى.
اصلاً تقصير منه؛ خوبه؟ تقصير منه كه دوسِت دارم. كه قلبم براى تو ميكوبه. كه دلم ريز ريز ميريزه برات.
مقصر تويى كه وقتى ميخندى، گِرَم گِرَم نيكوتين شريان ميشه تو خونم.
خودت نه ها؛ مقصر اون چشاتن. كه وقتى پلك ميزنى، قطره قطره بارونِ رنگين كمونى رو جلوه ميده.
ميدونى بارونِ رنگين كمونى چيه؟
بارونيه كه وقتى تو پيدات ميشه، ميكائيل نميدونه كه بخنده يا كه اشك شوق بريزه.
نميگم دست خودته ها؛ نه. اينا همش كار خداس. اون روزى كه داشت طرح تورو ميكشيد، ميدونس كه روزيكه رو زمين بياى، يكى ديوونت ميشه. ميدونس كه من، ذره ذره ميشم براى يه لحظه بودنت توى اون گوى سفيد و مشكىِ صورتم. تقصير تو نيس. تقصير منم نيس. كار خداس. ايول داره، ايول.
*ميكائيل: فرشته اى كه مأمور ريزش بارونه.