نه هوای تازه و نه لباس نو میخوام
هفت سین من تویی من فقط تورو میخوام
دلم امشب از خدا جز تو هیچی نمیخواد
کاش یکی ما دوتا رو با هم آشتی میداد
شب عیدی آسمون وقتی که میباره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مثل آینه روشنه
آینه ی زلال من دیدنت عید منه
سال نو یعنی تو وقتی از در تو میای
نذر کردم امشب سفره چیدم که بیای
شب عیدی آسمون وقتی که می باره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مث آینه روشنه
آینه ی زلال من، دیدنت عید منه!
شادی از تقویمم بی تو رفت و برنگشت
انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت
یک حقیقت
پشت تمام ثانیه های در حال گذر
پنهان است
حقیقت اینکه
ما از یک ثانیه دیگر زندگی
بی خبریم
ما نمی دانیم
در پس خنده هایمان
گریه هایمان
چه چیزی پنهان است ؟
نمی دانیم
بدتر از چیزی که هست
و حتی
بهتر از چیزی که هست
اتفاق می افتد
سال به سال می گذرد
و ما فکر می کنیم
سالی که گذشت
چقدر عجیب بود
چقدر سخت گذشت
و حتی
چقدر آسان !
می خواهم بگویم
از امروز
تا پایان سال
چیزی نمانده
نمی دانیم این روزها
چگونه خواهد گذشت
اما اگر
رسیدیم به لحظه ی تحویل سال
از من
به تو یادگار
هرطور گذشت
هرطور می گذرد
تو خاطره هایت را
که تو را آزرده خاطر می کنند
پشت
آخرین ثانیه های امسال
رها کن
می خواهم بگویم
زخم های کهنه
خاطرات دردآور
را برای یک بار
در این روزهای باقیمانده از سال
بسوزان
کسی چه می داند؟
شاید سال پیش رو
آبستن خوش احوال ترین حال باشد
حیف نیست
با بد احوالی ها ذوقش را کور کنیم ؟
•
#انسی_نوشت
درد سنگین!!
دردی است که انسان را به سکوت وا میدارد.
بسیار سنگین تر از دردی است که انسان را به فریاد وا میدارد.
و انسان ها فقط به فریاد هم می رسند نه سکوت هم.
دوست دارم صبح که بیدار میشم
مثل فیلمها زیرنویس بزنه "۱۰ سال بعد"
و همه مشکلات حل شده باشه
من برای حل مشکلات خیلی خستهم
بزرگوار یه وقتایی هست که
به خودت میای میبینی
دیگه هرچی صبر بوده خرج کردی،
هرچی اعصاب بوده خورد کردی؛
دیگه هیچیو نمیتونی تحمل کنی ،
فقط یه آرامش مطلق میخوای...!