کوچه هاى قدیمى را
باریک مى ساختند
تا آدم ها به هم نزدیکتر شوند
حتى در یک گذر...
آن روزها
نگاهـت ،نـوازشت ،حتی بوسه هایت
سیرم نمیکرد!
این روزها ولی کم توقـع شده اَم...
به شنیدن ِ صدایت یا دیدنت از دور
دل خوش می کنم...
صداي هق هق گريه هام ...
از گلويي مياد که تو گفتي از رگش به من نزديکتري !
حواست هست خدا؟ ...
هر وقت صداي شکستن خودمو شنيدم ....
گفتم باشه منم خدايي دارم...
حواست هست خدا؟
از بچگي تا الان هر وقت زمين خوردم و به سختي پاشدم يه جمله شنيدم "غصه نخور خدا بزرگه"
حواست هست خدا؟
حواست هست هر روز باهات درد دل ميکنم؟
حواست هست غصه هام داره سنگيني ميکنه؟
حواست هست خيلي وقته چشام بارونيه؟
حواست هست نفس کم آوردم؟
خدايا نفس ميخوام خوشي ميخوام ...
زندگي ميخوام ...
خدايا يه خنده از ته دل ميخوام ...
خسته ام
تکیه زده ام بر دیواری از سکوت ؛
گاه گاهی هق هق تنهایی هایم
سکوتم را میخراشد
و نقشی از یادگاری میزند
یادگاری هایی که
کسی سواد خواندنش را ندارد
هیچ کس جز خدا!
گاهی دلم می گیرد
از آدم هایی که در پس نگاه سردشان
با لبخندی گرم فریبت می دهند
دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند....
و نوری که تاریکی می دهد
ازکلماتی که
چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند
دلم می گیرد
از سردی
چندش آور دستی که دستت را می فشارد
و نگاهی که
به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند
دکتر علی شریعتی
تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه ....
تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره....
تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی ....
تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی....
تویی که تا میای یه کاری کنی میگی : بیخیال....
تویی که واسه خودت آواز میخونی....
تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی....
تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی....
تویی که نمیدونی چه ریختی خودتو خالی کن....
به سلامتی تو....

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی
شاکی بشی ولی شکایت نکنی
گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری
خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری
خیلی هادلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی....