
روی قلبی نوشته بودند شکستنی است
مواظب باشید
ولی من روی قلبم نوشتم شکسته است
راحت باشید....

اهل پرواز اگر باشی....
همین بالهای شکسته ی من هم....
تو را تا آسمان خواهد برد....

اگر می بینی هنوز تنهام ،
به خاطر عشق تو نیست
من فقط می ترسم
دیگری هم مثل تو باشد

چه قدر خوبه بعضی از آدما بدونن
که اگر چیزی رو به روشون نمیاری ،
از سادگی نیست شاید داری جون می کنی
حرمت یه روزایی رو نگه داری که اونا یادشون رفته

به همه چیز عادت می کنیم
به داشته ها و نداشته هایمان
خیلی طول نمی کشد که
جلوی آینه زل بزنی به خودت
موهایت را کنار بزنی
و با خودت بگویی
اصلا مگر داشتی اش
مگر از اول بود ؟!
که بودن و نبودنش مهم باشد....

اسم های مجازی
تصویر های مجازی
مشخصات مجازی
و در بین این همه چیزهای مجازی
تنها یک چیز حقیقت دارد
تنهایی من

یه
وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه
بدی هاش یادت میره
نامردیش یادت میره
بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره
وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره
فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه

گاهی سر می چرخانم و به گذشته نگاه میکنم
چقدر خستگی پشت سرم جا مانده

چند وقتیست هر چه می گردم
هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم
نگاهم اما
گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد
و من همیشه به دنبال کسی می گردم
که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید

برگ های پاییزی
سرشار از شعور ِ درخت اند
و خاطرات ِ سه فصل را بر دوش می کشند
آرام قدم بگذار
بر چهره ی تکیده ی آن ها
این برگها حُرمت دارند
درد ِ پاییز ،
درد ِ ” دانستن ” است

صدای من رو
از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید....
مانیتوری که الان ،
خیلیا پشتش بغض دارن
مانیتوری که الان ،
خیلیا دستشون
زیر چونشونه
در ضمن ،
پشت همین مانیتور هم خیلیا دلشون گرفته....

چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی
یکی که بهش اعتماد داری
بهت اعتماد داره
از دلتنگی هاش برات میگه
از دلتنگی هات براش میگی
آروم میشه
آروم میشی
حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه

آن قدر از زندگی خسته شدم
که حاضرم به کلاغ ها
زیر میزی بدهم
تا قصه مرا تمام کنند

یاد گرفتم
دستانم اینبار که یـــخ کرد
دیگر دستانت را نگیرم
آستین هایم از
تو با ارزشتر و ماندنی ترند

