ناراحتي از رابطه ات....
غر مي زني که هيچيشکل قبل نيست.
دلتو زده شايد.
همه چي رواله و عادي ميگذره.
دلت تنوع مي خواد و خودمونيم، گه گداري يه شيطنت کوچيکم مي کني.
حس مي کني ديگه مثه قبل خنده هاش خوبت نمي کنه.
بازيگوشياش دلتو قنج نمي بره.
و دلت واسه لوند بازياش نمي ره.
مثه قبل بغضاش دلتو نمي ريزه.
دلتنگش، مثه او اولا نمي شي.
مثه اون موقع ها حمايتش نمي کني.
گاهي ميذاري تنها بمونه.
گاهي مقايسه اش مي کني با بقيه دور و برت.
گاهي واسه مشکلاتش شونه ميندازي بالا و تو دلت ميگي به من چه. نه؟
حس مي کني خيلي بهتر از اونم هستن که.
حس مي کني حيف شدي که.
اوکي!
همه ي اينا درست.
فقط يه پيشنهاد دارم برات رفيق.
يه لحظه به نبودنش فکر کن.
به جاي خاليش....
به اين که همين الان بياد و بگه قصد داره تمومش کنه.
به حال يک ماه بعدت.
وقتي يک ماهه نداريش.
حالا بازم همه چيزو همون جوري ميبيني؟
قدرشو حالا که هست بدون.
چشماتو رو بقيه ببند.
به خودت اجازه بده از زندگيت و داشته هات که شک نکن آرزوي خيلي هاست لذت ببري.
ما آدم ها....
ارزش ها رو دير مي فهميم.
متاسفانه.....
حواست باشه.
يک وقتي دير نشه برات.
دنيا واسه دل هيچکس تا حالا صبر نکرده.
واسه من و توام نمي کنه.
مطمئن باش....
کاش آدم ناراحت میشه
دلش میگیره بلند بلند گریه کنه
ولی نرسه روزی که مثل یه تیکه سنگ
بی تفاوت بشه