یادت نره.
(ستاد سر شماری جوجه های آخر پاییز!!!)![]()
تو دلداری چومن دیوونه داری
تو مجنونی چومن بی خونه داری![]()
شب یلدامرا دعوت کن ای دوست
اگر تویخچالت هندونه داری
یلدا مبارک
این هندونه ای که گذاشتم زیر بغلتون رو بذارید تو یخچال خنک بشه تا ۴شنبه شب!
شب یلدا پیشاپیش مبارک![]()
محفل آریایی تان طلایی.دلهایتان دریایی.شادی هاتان یلدایی
پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی....![]()
یلدا مبارک![]()
کسی که حاضرم همه ی زندگیمو برای بودنش بدم.
از خدا براش سلامتی و طول عمر می خوام.
و امیدوارم هر سال بتونم توی این روز کنارش باشم و این روز رو با هم جشن بگیریم.امیدوارم شاهد خوشبختی وشادکامیت باشم.
آرزومند آرزوهایت سهیلا![]()
یادت باشه امروز پیشم نبودی![]()
تولدت مبارک خواهر گلم

هوس کردم بازم امشب زير بارون، تو خيابون
به يادت اشک بريزم، طبق معمول هميشه
آخه وقتي بارون مياد، رو صورت يه عاشق مثل من
حتي فرق اشک و بارون، ديگه معلوم نميشه
امشب چشاي من، مثل ابراي بهاره
نخند به حال من، که حالم گريه داره
چرا گريم نميتونه، رو تو تاثيری بزاره؟
آره بخند، بخند که حالم خنده داره
اين عشق يک طرفه، من رو کشونده تو خيابونو
نميخوام توي اين خلوت، کسي دور و برم باشه
نه پلکام روي هم ميرن، نه دست ميکشم از گريه
نه ميخوام برف بياد بارون، نه چتري رو سرم باشه
امشب چشاي من، مثل ابراي بهاره
نخند به حال من، که حالم گريه داره
چرا گريم نميتونه، رو تو تاثيری بزاره
آره بخند، بخند که حالم خنده داره
نه پلکام روي هم ميرن، نه دست ميکشم از گريه
نه ميخوام برف بياد بارون، نه چتري رو سرم باشه
امشب چشاي من، مثل ابراي بهاره
نخند به حال من، که حالم گريه داره
چرا گريم نميتونه، رو تو تاثيری بزاره؟
آره بخند، بخند که حالم خنده داره
آره بخند بخند که حالم خنده داره...
به خاطر داشتن تو همیشه مغروره دلم
اسکله ناز چشات حریم امن قایقم
تو ساعت یه ربع به عشق عقربه دقایقم
گرمی دستای تو رو به صد تا دنیا نمیدم
هر وقت که یارم تو بودی بی کسیو نفهمیدم
نفهمیدم چه جور گذشت بی کسی یا با کسی
نفهمیدم چه جور گذشت قصه تلخ ناکسی
یهو یه موجی اومدو قایقو کند از اسکله
قایق من آواره شد الان یه عمره تو گله
تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو میکشم
ولی بازم رو میله هاش عکس چشاتو میکشم
آی قصه بی سر و ته شعر بدون قافیه
برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه
آهای نت هشتم من آهای صدای سیم آخرم
یه روز میام هر چی غمه از روزگارت می برم

غربت من هر چی که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگی این نفسای آخره
وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر می شم
وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر میشم
این آخر راهه دیگه باید که تنها بمیرم
تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم
باید برم باید برم باید که بی تو بپرم
آخ که چه سنگین می زنه این نفسای آخرم
سکوت من نشونه ی رضایتم نیست میدونی
گلایه هامو میتونی از توی چشمام بخونی
بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم
هیچی نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم
در به در غزل فروش منم که گیتار میزنم
با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار می زنم
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو
محسن یگانه

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند.۞
۞ به فجر از افق خون دمیده می ماند.........۞
۞ یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا...........۞
۞ به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند..........۞
۞ میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم........۞
۞ به آهویی که ز مردم رمیده می ماند........۞
۞ شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی....۞
۞ به لاله های ز حنجر دریده می ماند..........۞
۞ رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است..۞
۞ به آن که رنج نود ساله دیده می ماند.......۞
۞ امام صادق حق پشت ناقه ی عریان.........۞
۞ به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند............۞
۞ شوم فدای شهیدی که در کنار فرات.........۞
۞ به آفتاب به خون آرمیده می ماند.............۞
۞ هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟..۞
۞ نگاه تو به دل داغ دیده می ماند..............۞
۞ حکایت احد و اشک چشم خونینش..........۞
۞ به اختران ز گردون چکیده می ماند...........۞
یاحسین

یادم کن آن دم که خدا را تلاوت می کنی
شاید به صداقت قلب پاکت من نیز اجابت شوم

در این شب ها رحمت دوست جاریست مانند باران
اگر دلتان لرزید بغضتان ترکید.کسی اینجا محتاج دعاست

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین
قلب مجروح درون سینه هامان را ببین
یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون
تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین
گرچه شد خورشید ما در پرده ی غیبت ولی
می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی*
باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا**
باز هم فتنه، اگرچه هست حجت ها جلی
ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست
بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست
گر که بگذاریم امام خویش را تنها به تشویق هوا
فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟***
ای حسین فاطمه داغت درون قلب ماست
نهضتت رسواگر روی تمام فتنه هاست
شمر را در هر زمان نومید از قتلی کنیم****
که پی خورشید و مه دشنه به دست و بی حیاست
ایام محرم رو به شما تسلیت عرض میکنم

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دل ها همه اماده ی پرواز شود
با بوی محرم ال حرام تو حسین
ایام عزا و غصه اغاز شود

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
کوی دل با کاروان کربلا دارد حسین
ازحریم کعبه جدش به اشک شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیم
بیش از این ها حرمت کوی منی دارد حسین
پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک وآه عالمی هم درقفا دارد حسین
بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت ودیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا بجایی که کفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ور نه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین
سروران پروانه گان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین
سربه قاچ زین نهاد این راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سرکند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین
سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت وآزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین
بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشکست وخون
دل تماشا کن چه رنگین سینه ما دارد حسین
ساز عشقست وبه دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندر این گوشه عزای بی ریا دارد حسین
استاد محمد حسین شهریار

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهماست
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانویغم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدماست
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین
* * *
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشمروزگار به رو زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریادالعطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه یسلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد
* * *
محتشم کاشانی
چارلی چاپلین![]()
کاش از یاد من وتو نرود که خدا آن بالاست![]()
توبهاری و به اندازه ی باران خدا زیبایی
س.سپهری
سمی ترین کلمه غرور است بشکنش
لطیف ترین کلمه لبخند است ان را حفظ کن
صمیمی ترین کس دوست است اورا فراموش نکن
"دوستان با وفا سایه گستر لحظه های تلخ و شیرین روزگارند "سایه هایتان بر قرار...
به جای سیل اشکی که فردا در مزارم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن
به جای آن متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن
"من امروز به تو نیاز دارم نه فردا"
عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در کنار عکس من
خاطرات کهنه ام را یک به یک از بر کنی
در ان شب ای خدای من عجایب کار ها کردم
زمان کهنه را کوبیدم از نو ساختم گیتی
سخن بهتر بگویم در حقیقت کودتا کردم
نماز وروزه را تعطیل کردم کعبه را بستم
حساب بندگی را از ریا کاری جدا کردم
سحر از خواب برخواستم فهمیدم که دیشب
در پناه می جسارت با خدا کردم