مثل تقدیر پرستوی سراسیمه عشق

                                   پشت دیوار دلم از همه محبوب تری



یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ |
ما شعله عشق تو به صد حیله نشاندیم

                                   دامن مزن این آتش پوشیده ی ما را



یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ |
یه خودکار می خریم ۱۰۰ تومان،بعد یه غلط گیر می خریم ۵۰۰ تومان پس اگر رو کاغذم اشتباه کنیم                 برامون گرون تموم می شه

یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ |
اگر بدانیم که خداوند چقدر از بر گشتن ما به سوی خودش خوشحال می شود

هیچ وقت مایوس نمی شدیم



یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ |
بردن همه چیز نیست ،اما تلاش برای بردن همه چیز است

یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ |

دل من

 
 
دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد

                              نگه اش دار به موسی شدنش می ارزد



یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ |
دوستی مدتش مهم نیست دوامش مهمه،دوری و نزدیکیش مهم نیستیادش مهمه

 



دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ |

دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه هرچی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر می شه و اگه هم یه روزی بری جای پات برای همیشه باقی می مونه...



دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ |
۱:به نظرتون آهنگ جدید وبم خوبه یا قبلی؟

۲:به نظرتون اسم وبم رو عوض کنم یا نه؟ اگه عوض کنم چی بذارم؟



دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ |
مادر،سازنده جهان و تابلوی آفریدگار است بتهوون

بسیار اندیشیدن در حکمت ،خرد را بارور می کند امام صادق (ع)

جنگ یعنی کشتن انسان هایی که نمی شناسی شان. مارک تواین

برای تربیت اراده ،بهترین زمان دوران جوانی است.فیثاغورث

اگر قلبت را بسته نگهداری نمی شود به ذهنت راه پیدا کرد.گاندی

کسانی که مایلند سعادتمند زندگی کنند باید به حقیقت نزدیک شوند افلاطون



چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ |
زندگی سخت ساده است و ما به سادگی سخت زندگی می کنیم

چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ |
دلم می خواد برگردم به همون دوران بچگیم که نه غمی بود نه دردی نه دوستای به درد نه خوری نه بی حوصلگی ای و نه خود خوری ای

چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ |
امروز کلاس زبان دارم و اصلا" حوصله ندارم حالا خوبیش اینه که فردا برای مدرسه کاری نداریم چون جشن دهه ی فجره وگرنه الآن غمباد گرفته بودم

وای دوباره داره آخر هفته می شه همون جمعه که تعطیل بود غصه ام می گرفت که حوصله ام تو خونه سر می ره حالا که ۵ شنبه ها تعطیل شده این هفته هم که شنبه هم تعطیله

 واویلا حسابی مغزم سوت می کشه

دعا یادتون نره



سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ |
دوستان عزیز لطفا" پس از خواندن این مطلب دقیقه ای 60بار برام دعا کنید

 نمی تونم دقیقا" بگم چرا ولی برای رسیدن به اهدافم کارم گیره

 لطفا" حسابی بدعایید منم قول می دم دعا تون کنم



سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ |
از بعد امتحانای من،امتحانای خواهرم شروع شد و من همه ی برنامه های گردشم رو کنسل کردم گذاشتم برای فردا چون امتحاناش امروز تموم شد

حالا اون فردا می خواد با دوستش بره کلکچال و به من گفت تو رو نمی برم

من دیگه پشت دستم رو داغ کنم به خاطر اون برنامه هامو کنسل کنم



پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ |
دوستان عزیز من مثل گندمند،یعنی بودنشان یک دنیا برکت و نعمت و فقدانشان قحطی است

 و من چه خوشبختم که زر خوشه های گندم در اطرافم موج می زنند.



پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ |
تو این پست عکس های عاشقانه ی بدون شرح من رو ببینید.

نظر یادتون نره




ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ |
تو این پست عکس قلب ها یی رو گذاشتم که تو هر کدومش یه خبری هست.

تظر یادتون نره




ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ |
تو این پست عکس گل هایی که دوست دارید هدیه بگیرید رو گذاشتم.

نظر یادتون نره




ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ |
دیدید بالاخره گالری گذاشتم راستی نظر یادتون نره

این پست عکسای عاشقونه است




ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ |

دایره

 
 
دوستی چون مرکز استزندگی چون دایرهنیم آن عشق است ومهر نیم دیگر خاطره

دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰ |
شاید با هم بودن سخت تکرار شود اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد

دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰ |
دو چیز بهترینند گریستن از سر شوق ، خندیدن از ته دل.هر دو تاش نصیب خواننده های این پست



دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰ |
باد با چراغ خاموش کاری ندارد اگر در سختی هستی بدان روشنی.کوروش کبیر

دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰ |

انسان

 
 
این رو بهترین دوستم شیرین بهم گفت:"انسان به همان نسبت که می تواند دوست داشته باشد موجودیت دارد

دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰ |
یه ضرب و المثل چینی هست که می گه : یه خر بوست کنه بهتر از اینه که یه بوس خرت کنه.

آویزه ی گوشت کن تا بد نیاری



دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰ |
از این سه سال دوستیمون من فقط همون سال اول رو دوست دارم چون برات نو و جذاب بودم دوستم داشتی و عاشق من بودی یادته اولین باری که خارج از اون جای همیشگی من رو دیدی چقدر خوشحال شدی و من رو با اسم، بلند صدا زدی و بغلم کردی.

اما سال بعد، تو سال دومه دوستیمون همه چیز داشت خوب پیش می رفت مثل سال اول تا این که تو با صبا بیشتر آشنا شدی و دیگه شد نو که اومد به بازار کهنه می شه دل آزار و دلتو زدم تو اون شرایط بیشتر از هر کس بهت نیاز داشتم وقتی دنبالت گشتم تا با حرفات آرومم کنی دیدم با صبایی خیلی برام سخت بود چند ماه گذشت و من به پای تو بودم و تو با نگین آشنا شدی اون قدر پر رو بودی که وقتی به من می رسیدی درباره نگین باهام حرف می زدی شب و روزت شده بود نگین..........

حالا که سال سومه و من دیگه خودم از دستت خسته شدم از کارات از همه چیزت ولی نمی دونم چرا همش تظاهر می کنی دوستم داری ولی دیگه من دور تو رو یه خط قرمز کشیدم بهتره بگم دور عشقمو یه خط قرمز کشیدم ولی بدون هنوز تک تک سلول های بدنم اسمتو با عشق فریاد می زنن این رو هم یادت بمونه من شریک غم هات بودم و نگین شریک شادی هات.

می دونم هیچ وقت نه این مطلب رو می خونی نه به این جا سر می زنی شاید حتی آدرسش رو هم گم کرده باشی ولی حد اقلش اینه که همه می فهمن من به پای چه آدم نمک نشناسی سوختم

ولی با این که دوست دارم دیگه نمی خوامت برو و با اونی که دوستش داری خوش باش و بدون آدم کینه ای نیستم و حلالت کردم ولی"یادم می مونه"

*راستی سو تفاهم نشه این کسی که این بلا رو به سر من آورد دختر بود

 



شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۰ |

 

اسلایدر

دانلود فیلم