همه دم میزنند از شمردن جوجه ها !!!!
اما تو امشب....
+بشمار تعداد دل هایی که به دست آوردی....
+بشمار تعداد لبخند هایی که به لب دوستانت نشاندی....
+بشمار تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی....
فصل زردی بود....
تو چقدر سبز بودی؟
یلدا مبارک![]()
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل…
خوب است!
مثل همین باران بی سوال که هی می بارد…
که مثل اتفاقی آرام ، شمرده شمرده می بارد!!
سنگ وسط راه هم که باشي
بالاخره
بنده خدايي پيدا ميشه که خم شه
و پرتت کنه يه کناري
بارون بهونه است ،
اسمون نمی تونه اشکاشو نگه داره ..........
این قرآر آخر اسـ ــت !
دیـگـ ـر بی قرآرتـــ نمی شوم ...!
حوا بودטּ تاواטּ سنگینی دارد ...
وقتی آدمـ ها برای هر دمـ و بازدمـ ,
هوا نیاز دارند ...
میگویند یک روزی هست ..
که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ...
و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی!
فقط نمیدانم ....
تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!
زرد آبی قرمز سفید مشکی
نمیدانم از کدام
رز...
برایت هدیه بیاورم تا در خاطرت بمانم
ای آنکه که
اشکهای
شبانه ام از آن توست...
دلم یه قایق می خواد پر از ارامش
یه قایق که بره و بره و تن سردمو با خودش ببره
تا جایی که همه دنبالم بگردن و دلشون واسم تنگ شه
بگن اگه بود میزاشتیم اون گلای تو باغچرو اب بده
من حالا یه قایق پیدا کردم ولی یه مشکل داره
قایق ارامش من پارو نداره!!!!!!
ساده ی ساده ...
از دست می روند ..!
همه ی آن چیز ها که .....
سخت سخت ... به دست آمدند !..
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟
بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !!
بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!!
خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!
اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!
او کـه رفـت،
نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت...