هفت ساله بودم ؛
یک روز قبل از رفتن به مدرسه
پدرم مرا به کناری کشید و گفت باید لباس مناسبی برای مدرسه داشته باشم .…
تا آن زمان من فقط یک پارچه ی بزرگ پتو مانند می پوشیدم
که دور یکی از شانه ها پیچیده میشد و در کمرم سنجاق میشد
پدرم یکی از شلوارهای خودش را برداشت ،
تا زانو قیچی کرد و به من گفت آن را بپوشم ؛
قد شلوار کاملا اندازه بود اما کمرش بیش از اندازه بزرگ بود ،
پدرم با طنابی برایم کمربند درست کرد ….
باید قیافه ی خنده داری پیدا کرده باشم
اما هیچگاه کت و شلواری نداشته ام که از پوشیدن آن همان غروری را احساس کنم
که هنگام پوشیدن شلوار کوتاه شده ی پدرم داشتم
نلسون ماندلا

ﯾﻪ
ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺣﺎﻟﻮ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻫﯿﭽﯿﻮ ﻧﺪﺍﺭﯼ
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺗﯽ
ﺩﺍﻏﻮﻧﯽ
ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ
ﺳﺨﺘﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ
ﺍﻣﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﮐﻢ ﺑﯿﺎﺭﯼ
ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭﺯﺍﺭ ﺍﺭﺯﺵ ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻧﻮ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺪﻭﻥ ،
ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺰ بگذﺭﺩ....
+بغض یعنی نرو بفهم

بعضى
اتفاق هاى خوب
اونقدر دیر مى افتن
كه باید رو به آسمون كرد
و گفت : وقتش گذشت
مال خودت....
+بغض یعنی نرو بفهم

حرف....
بعضی حرفا رو
هر چقدر هم بقیه بگن
تا خودت تجربه نکنی
و به غلط کردن نیفتی بـاور نمی کنی ....
+بغض یعنی نرو بفهم....

کلاف زندگیم
بدجور داره میپیچه و گره خورده
دلم را گم کرده ام
فکر می کنم لای روزمرگی های زندگیم باشد
+بغض یعنی نرو بفهم....

میگن بارون
مظهر دل تنگی های عاشقانه اس
چی کار کردی با دلم
که داره برف می باره
خلیل جبران:
عشقی که چشم های ما را باز
و قلب هایمان را تخیر کند
موهبت صبر و شکیبایی را نیز به ما ارزانی می دارد.
روز جیگر بابا ها،
هووی مامانا،
جیگر بچه محلا،
عامل انحراف پسرای دانشگاه،
ناموس داداشا،
مبارک
روز دختر مبارک

به سلامتی دلم....
که برای کسی تنگ شده ....
که حتی ....
روحش هم از این دلتنگیم ....
خبر نداره....

عادت ندارم درد دلم را ،
به همـه کس بگویم ...
پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم....
تا همه فکر کنند
نه دردی دارم و نه قلبـی