زمستانی سرد ،کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند،گوشت بدن خود را می کند ومی داد به جوجه هایش می خوردند.

زمستان تمام شد وکلاغ مرد!

اما بچه هایش نجات یافتندو گفتند:آخیش خوب شد مرد،راحت شدیم از این غذای تکراری!

این است واقعیت تلخ روزگار ما..........



پنجشنبه ۱ دی ۱۳۹۰ |

 

اسلایدر

دانلود فیلم