خسته از نا مهربونی بعضی آدم ها نشستم روی نیمکت پارک...قلم به دست دارم.

می نویسم...شاید نوشتن کمکی باشه برای رهایی از فکر های مردم آزار!شاید بازی با کلمات،جمله ها و خط های کاغذ باعث بشه توی کوچه پس کوچه های لغات گم بشم و راه برگشت به کلبه غصه را پیدا نکنم!

گاهی گم شدن خوبه! گم بشم که فراموش بشم،گم بشم که فراموش بکنم. گاهی فراموشی خوبه!تا فراموش بکنم فراموش کردنی ها رو!گاهی سکوت خوبه!تا ساکت باشم تا ببینم!

گاهی بی خبری خوبه!تا بی خبرباشم از راه های فریب دیگران!گاهی دور شدن خوبه!تا دور بشم از بدی بدها!

اما این گاه ها فقط گاهی خوبه...



پنجشنبه ۸ دی ۱۳۹۰ |

 

اسلایدر

دانلود فیلم