آذر که به نیمه رسید،چیزی در دلم فروریخت
انگار پاییز پا تند کرد برای گذشتن و رفتن
پاییز که برود...دلتنگی که به نهایت برسد...زمستان که بیاید...چیزی منجمد میشود در این میان که قابل توصیف نیست
آنوقت تو می‌مانی و حسرت آنچه پاییز با خود نیاوَرْد...
حالا تنها امید مانده...که شاید پایان این دلتنگی‌ها،خواسته ات باشد با همه‌ی زیباییش...مثل آذر که پایانش یلداست با همه‌ی دلخوشی‌اش...
تا زمانی که باران بزند...تا روزی که عطر نرگس و بوی باران بپیچد در کوچه های شهر...میشود امید داشت به عاشقانه‌ای از جنس رویاها




پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷ |

 

اسلایدر

دانلود فیلم