مدتیه واسه خودم کلا یه تیکه ابر شدم
همه میگن مال آب و هواس
میگن هوای شهر کثیفه اگه بارون بیاد همه مریضیا خوب میشه
دل نازکی مریضیه دکتر؟
باس نمونه برداری کنین؟
 آزمایشی ؟چیزی؟
 میشه جراحی کنین ابرای گلومو در بیارین؟
میدونم خطر داره ها
اما خطرش کمتر از حرفایی که قورت میدیم....
خسته شدم از این همه شب
از این همه روز
از این همه هی درست میشه، نترس گفتن به خودم
که میدونم دروغه و دیگه هیچی و هیچ‌وقت درست نمیشه
اصلا ادم دلش میخواد بترسه
دلش میخواد ابر بشه، بباره
بلکه هم تموم بشه این همه سربِ داغِ توی گلو، توی نگاه
 کاری میشه کرد؟
میشه توی این داستان پیوند اعضا و اینا
مثلا چشمامو بفروشم به جاش دو تا بال بخرم؟
گفتم برات سامان میخواد کلیه اشو بفروشه؟
میشه منم بفروشم؟
چشامو
گلومو  
همه رو بدم دو تا بال کوچیک بگیرم
اون وقت گنجیشک بشم پر بکشم برم تا خونهٔ منیریه
بشینم رو درخت خرمالو
مادربزرگ بشینه زیر درخت
موهاشو بریزه رو شونه هاش
آواز رشتی بخونه
میشه دیگه نمیشه؟



چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۷ |

 

اسلایدر

دانلود فیلم