یه روز یکی بهم گفت: اینهمه غم تو این مردمکِ کوچیکِ چشم هات چطوری جای میگیره !
لبخند زدم و گفتم اما همه منو با همین لبخندم میشناسن
خندید ؛ هیچ لبخندی نشون نمیده چقدر شادی و خوشحال، ولی چشمها..
اونا همیشه فریاد میزنن .
دوباره نگام کرد ؛از چشم های هیچکس ساده نگذر ،
آدما حواسشون به چشمهای همدیگه نیست که اگه بود اینهمه تنهایی معنایی نداشت.
بخند اما یجوری که چشم هاتم بخنده . . .