بهترین قسمتش این بود
که پرده ها را کشیدم
و زنگ در را با پارچه‌های کهنه پوشاندم
تلفن را توی یخچال گذاشتم
و سه روز تمام
در تخت خواب ماندم
و بهتر از همه این بود
که کسی اصلا
دلش برایم تنگ نشد....

#چارلز_بوکوفسکی

 

+آخرین روزِ دومین فصل سال به خیر



جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ |

 
 


فرض كنيد داستان زندگى تان را نوشته ايد
و فيلمنامه اى از آن تهيه شده،
يك كارگردان هم حاضر شده فيلم را بسازد،
حالا چشمهايتان را ببنديد
و خودتان را در حال ديدن خودتان مجسم كنيد،
آيا خودتان از ديدن آن فيلم لذت ميبريد؟
يا آنقدر كسل كننده است كه
همان دقيقه هاى اول سالن سينما را ترك ميكنيد
و پيش همه دوستان و آشنايان تان هم از فيلم بد ميگوييد
و از آنها ميخواهيد پولشان را هدر ندهند
آيا اين فيلم، پروژه پرهزينه اى خواهد بود،
كه نياز به صحنه پردازى هاى مختلف دارد
يا پروژه كم خرجى است كه
محدود به يك شهر و چند صحنه
كه بيشترش هم در داخل آپارتمان هست ؟
ميبينيد ؟
براى اين است كه هميشه بيشتر آدم ها
از روند تكرارى و فرسايشى زندگى مينالند،
چون زندگى شان واقعا ملال آور است،
هيچ اتفاق مهمى در آن نميافتد،
تأثيرى بر اطراف و جامعه ندارند،
صبحانه ميخورند،
درس ميخوانند،
به زور سر كار ميروند،
همبرگر ميخورند،
و بعد ميميرند....




سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ |

 
 


از دلگیری روزهای تعطیل
تا آشوب انتظار،
از هوای خفه اتاقی سکوت زده
تا بی انگیزگی دستی تنها،
از ترمز خاطره های بی انصاف سر چهار راه فراموشی
تا فریاد وحشت زده مارگزیده وار بر سر هوس های سیاه و سفید،
از دعوتی دوستانه به صرف قهوه و گپ
تا کلنجار با تقدیری خشکیده ته فنجانی قهوه تلخ،
از کلافگی قول های تکراری
تا شکستن توبه های اجباری،
از همه چیز و هیچ چیز
دل آدم میگیرد
غروب روزهایی که تعطیل است

#پریسا_زابلی_پور



جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶ |

 
 

می‌دونی ؟
از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا می‌گذره؛
فلان ریمل و فلان خط چشم و کدوم لباسم با کدوم شالم سِته... ،
وقتی نشستم رو به روش دستمو چجور بذارم زیر چونم
و با کدوم زاویه بخندم که بیشتر دلش بلرزه

قشنگ بودن خوبه ها؛
ولی تهِ تهش اونی می‌مونه که داغون و خسته و لهتم دیده.

عرق ریزون تابستون با آرایش ریخته و موهای فر خورده و صورت خیس و کلافه،
باهاش دوئیدی،
باهاش خندیدی،
باهاش غر زدی به هرچی گرما و آفتاب کوفتیه
و برف ریزون زمستون
با صورت سرخ و سفید پیچیده شده لای شال‌گردن
که ازش فقط دوتا چشم مونده دلت گرم شده کنارش.

می‌دونی؟
آدم مگه چی ازاین دنیا می‌خواد جز اینکه یه نفر داغون و له و خستشو هم بخواد؟
که داغون و له و خستم که باشه بتونه باهاش بخنده
و مهم نباشه اگه ریملش ریخته

یا رنگ رژش رفته یا لباسش لک شده
و با معشوقه‌های با پرستیژ توی کتابا،
زمین تا آسمون فرق داره
آدم ته تهش تنهاییش رو با اونی تقسیم می‌کنه
که خیالش راحته کنارش هرجوری هم که باشه،
"خودشه"

وگرنه خیابونا پره از آدمایی که انگار بازیِ
"کی از همه قشنگتره؛ من من من من"
راه انداختن.


#نازنین_هاتفی



دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۶ |

 
 


⁣اسکارلت،
من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم
که قطعه های شکسته ظرفی را با حوصله جمع کنم
و به هم بچسبانم و بعد خود را فریب دهم
که این ظرف شکسته‌‌ همان است که اول داشتم.

آنچه که شکست شکسته
و من ترجیح می‌دهم که در خاطره خود،
همیشه آن را به‌‌ همان صورت روز اول حفظ کنم
به جای اینکه تکه‌ها را بچسبانم
و تا وقتی که زنده‌ام آن ظرف شکسته را در برابر چشمم ببینم.


مارگارت میچل



پنجشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۶ |

 
 


یادت باشه،
تصویر زندگی تو،
همون چیزیه که با قلم افکارت ترسیم میکنی

اگر نقصی توی تصویر زندگیت میبینی،
بهتره با پاکنی از جنس انرژی و اندیشه مثبت
اون رو پاک کنی و مجددا با قلم افکارت
شروع به طراحی و رفع اون نقص کنی.

یادت باشه که بزرگترین مسائل رو ادم ها،
خودشون با طرز فکر و دیدشون به دنیای اطراف میسازن.

پس بهتره عدسی و لنزه دوربین فکرت رو
با دستمالی از جنس محبت و عاطفه وعشق و بخشش،
پاک کنی تا عکس زندگیت شفافتر و زیباتر بیوفته.

زندگیتون پر از عکسهای شاد و رنگارنگ.



چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶ |

 
 


همه يك روزهايي كم مي آورند ،
همه يك روزهايي دوست دارند به موهاي چربشان توجه نكنند
و با تيشرت چرك مُرد شده ي آبي گوشه ي اتاق بنشينند و فكر كنند ،
همه يك روزهايي دوست دارند بي حوصله و بد اخلاق باشند ،
دائم با هر حرفي و هركسي مخالفت كنند ،
همه ي قرارها را كنسل كنند
و پشت پنجره حتي به خورشيد درحال غروب هم فحش بدهند،

 اصلا حق داريم يك روزهايي بخواهيم زشت باشيم ،
مردها نخواهند صورتشان را اصلاح كنند ،
زن ها نخواهند خط چشم بكشند،
غذاي مانده ي ديروز را بخوريم ،
تلفن را از برق بكشيم ،
از كنار ظرف هاي نشسته رد شويم،
اصلا حتي نخواهيم آهنگ گوش كنيم ،
دلمان حتي بلال خوردن كنار ساحل را هم نخواهد ،

اصلا يك روزهايي حق داريم كه دلمان هيچ كس و هيچ چيز را نخواهد ،
از صبح تا شب توي تخت به سقف خيره شويم ،
حتي سيگارمان را هم نصفه بكشيم ،

ما حق داريم اخم كنيم ،
بي حوصله و بد اخلاق باشيم ،
زود از كوره در برويم و داد بزنيم ،
همه ي ما يك روزهايي حق داريم زشت باشيم.

هميشه نمي شود لبخند زد ،
هميشه نمي شود به موقع سر قرار رسيد ،
هميشه نميشود با صداي آواز كنار گاز سيب زميني سرخ كرد ،
هميشه نمي شود به فيلم هاي كمدي با صداي بلند خنديد ،
هميشه نمي شود لباس هاي اتو كشيده پوشيد و عطر زد ،
هميشه نمي شود به گل ها آب داد و چاي دم كرد ،
هميشه نمي شود خوب بود.

به خودمان و ديگران گاهي حق زشت بودن و بد بودن بدهيم لطفا.

#مرآ_جان



شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ |

 

اسلایدر

دانلود فیلم