این مطلب رو دوستم ثمین داده تا بذارم تو وبم:

یه دختر کوری توی این دنیای نامرد زندگی می کرد. این دختره یه دوست پسر داشت که عاشقه اون بود. دختره همیشه می گفت: اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم یه روزی یکی پیدا شد که به اون دختره چشماشو بده وقتی که دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره. بهش گفت:من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت:مراقب چشمای من باش



یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۰ |
هورا به خاطر این که امتحانام تموم شد ویه نفس عمیق راحت کشیدم اوهوم اوهوم می گفتید هوا آلوده اس تا انقدر عمیق نفس نکشم.

و اما نه هورا به خاطر این که از فردا باید ساعت ۷ صبح مدرسه باشم و ساعت۱۲:۴۰ دقیقه بیام خونه می دونم که الآن اکثرتون می گید ما ساعت بووووق میایم خونه ولی من یک ماهه که ساعت ۱۰ مدرسه ام و نهایتا" ۱۱ خونه و این خیلی برام سخته فکر نکنید من آدم تنلی ام نه ولی این طوری کمتر خونه ام و از خصوصیات متولدین تیر مثل بنده اینه که خانواده دوستن وفضای خونه رو از جاهای دیگه بیشتر دوست دارن

راستی امتحانام فوق العاده خوب بود

 



یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۰ |
توجه                                                               توجه

به زودی در این مکان گالری عکس سهیلا ساخته می شود

امکانات این گالری از قبیل:عکس عاشقانه،عکس گلهایی که به عشقامون هدیه می دیم،عکس قلب،عکس آدم های منتظر عشق و تنها

با عرض پوزش آپلود سنترمون فیلتره یکم طول می کشه



یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰ |

فردا

 
 
فردا سالگرد مامان بزرگمه نه اونی که امسال فوت کرده بود این مامان بزرگم ۵ سال پیش فوت کرده

۵ سال پیش همچین روزی به خاطر گوش دادن به حرف خواهرم نرفتم ملاقاتش تا عید برم غافل از این که عید می شه روز تشییع جنازش و اون فردا میمیره و من دیگه نمی بینمش.

این اولین غم بزرگ زندگیم بود

عوارضش هنوز تو زندگی و فامیلمه

فردا براش مراسم می گیریم شنبه جریانشو براتون می نویسم



پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰ |
برای دشمنت کئره را آن قدر داغ نکن که حرارتش خودت رو هم بسوزونه

من خیال کردم اون دشمنمه وکوره رو از داغ هم داغ تر کردم تا ای نجوری شد چون به حرف غزال گوش دادم.



پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰ |
پرسید:کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد گفت: به گمانم چون کوه بود تنها شد.

پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰ |
زندگی هنر نقاشی بدون پاک کن است طوری زندگی کنیم که حسرت داشتن پاک کن را نداشته باشید

پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰ |

آجر

 
 
همیشه از خوبی آدم ها یه دیوار بساز و هر وقت بهت بدی کردن یه آجر از دیوار بردار

سه شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰ |

ردپا

 
 
ردپا ی کسی که آرامشم را به هم ریخته دنبال کردم ناگهان به خودم رسیدم

سه شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰ |
مرسدس

ستاره سه پر مرسدس بنز،نشان تسلط بر زمین،دریا وآسمان است. این نشان برای نخستین بار روی "دایملر۱۹۰۹"دیده شد.نشان کنونی که به صورت ستاره ای درون یک حلقه است در تاریخ ۱۹۳۷ طراحی گشت.

بی.ام.و

دایره بی.ام.و نمایانگر ملخ در حال چرخش هواپیما است و رنگ آبی آن نشانه آسمان آبی می باشد.

فراری

شبیه اسب بلند شده روی دو پا ونشانگر خلبان آس ایتالیایی در جنگ جهانی اول است.خلبان آس به کسی گفته می شود که حد اقل۵ فروند از هواپیمای دشمن را سر نگون کرده باشد.

آئودی

چهار حلقه آرم آئودی نمایانگر چهار شرکت اتومبیل سازی است که با ادغام در یکدیگر،این شرکت را بنا نهاده اند پس از جنگ جهانی نام آئودی(به زبان لاتین یعنی:بشنو)حذف شد. اما در سال ۱۹۶۵ دوباره انتخاب شد.



شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۰ |
آغاز پیدایش بستنی در شرق بود آن هم قرن ها پیش از آن که بستنی نانی یا قیفی به شکل امروزی در بیاید.

مار کوپولو،جهانگرد معروف،وقتی که به سرزمین های شرق رفته بود متوجه شد مردم بستنی می خورند او طرز تهیه آن را با خود به ایتالیا برد و سپس فرانسوی ها درست کردن بستنی را از ایتالیایی ها یاد گرفتند در سال ۱۸۵۱ نخستین کارخانه مهم بستنی سازی در شهر بالتیمور در ایالت مریلند ساخته شد.بستنی سازی تا قبل از سال۱۹۰۰ چندان توسعه نداشت ولی از آن سال به بعد بر اثر پیشرفت صنایع یخچال سازی،بستنی هم به شکل ها ومدل های جدید درآمد.



شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۰ |
خسته از نا مهربونی بعضی آدم ها نشستم روی نیمکت پارک...قلم به دست دارم.

می نویسم...شاید نوشتن کمکی باشه برای رهایی از فکر های مردم آزار!شاید بازی با کلمات،جمله ها و خط های کاغذ باعث بشه توی کوچه پس کوچه های لغات گم بشم و راه برگشت به کلبه غصه را پیدا نکنم!

گاهی گم شدن خوبه! گم بشم که فراموش بشم،گم بشم که فراموش بکنم. گاهی فراموشی خوبه!تا فراموش بکنم فراموش کردنی ها رو!گاهی سکوت خوبه!تا ساکت باشم تا ببینم!

گاهی بی خبری خوبه!تا بی خبرباشم از راه های فریب دیگران!گاهی دور شدن خوبه!تا دور بشم از بدی بدها!

اما این گاه ها فقط گاهی خوبه...



پنجشنبه ۸ دی ۱۳۹۰ |
اگر به کسی همه عشقت را تقدیم کردی تضمینی نیست که او هم در آینده چنین کند انتظار بازگشت عشق را نداشته باش.فقط منتظر بمان تا عشقی که تقدیم کردی در قلب او رشد کند و بزرگ شود. اما اگر چنین نشد تو به عشق درون قلب خودت برس و آن را بزرگ ومتعالی کن. این که انسان وقتی چیزی را از دست بدهد قدرش را می داند درست است! اما این هم درست است که انسان زمانی که چیز با ارزشی را به دست می آورد تازه می فهمد که تمام عمر چه چیزی را از دست داده است.

وقت خودت را با صحبت کردن در مورد آدم های موفق با روح های بزرگ واین که چگونه می توان مثل آن ها بود تلف نکن. به جای آن خودت به یک انسان موفق با روحی بزرگ تبدیل شو. خواستنی بودن رازی ندارد. بدون این که در مورد دیگران قضاوت کنی به آن ها نگاه کن.



پنجشنبه ۸ دی ۱۳۹۰ |
توجه                                                                  توجه

نتیجه سر شماری جوجه های آخر پاییزی که آمار خود را در وبلاگ به ثبت رساندند:

متاسفانه به دلیل آلودگی بیش از اندازه ی هوای ایران جوجه ها یا به ابدیت پیوستند ویا به دلیل مهاجرت از این کشور نتوانستند در سر شماری شرکت کنند

نتیجه نهایی سر شماری:۳ جوجه بیشتر در کشور ما وجود ندارد



شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ |
می دونستید اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی

شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ |
هوا خواه توام جانا و می دانم که می دانی

و هم نادیده می بینی وهم ننوشته می خوانی

                                           بر گرفته از کتاب یک قدم تا عشق



شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ |
از کسی پرسیدم چقدر مرا دوست داری؟

گفت:قدر تموم ستاره های آسمون.

به آسمون خیره شدم هیچ ستاره ای نبود



شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ |
عکس ها ئر اتاق تاریک ظاهر می شوند پس هر وقت در قسمت تاریک زندگی واقع شدی

بدان که خدا قصد دارد یک تصویر زیبا از تو بسازد



شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ |
"حافظ وصال می طلبد از ره دعا  یا رب دعای سوخته دلان مستجاب کن"

"حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد     صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی"



شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ |
می دونی چرا وقتی آدما بزرگ می شن با خودکار می نویسن؟

چون بدونن هر اشتباهی جبران شدنی نیست!!!!!!!



شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ |
یه آسمون گل لبخند تقدیم به یک نگاه تو

این دل نازک و غریب فدای روی ماه تو

تو از کدوم آسمونی که با خودم هم زبونی

خدا کنه که تا ابد بیای کنارم بمونی

مسافر شهر دلم  تو شمع ناز محفلم

تو روی قله وایستادی من رو زمین آب و گلم

تو روح پاک پیکرم کم نشه سایه ات از سرم

بی تو نمی خوام بمونم اینه کلام آخرم..

یه باغ نور توی چشات از اون دورا سو می زنه

دنیا مال هر کی که خواست چشمای تومال منه

با تموم دل خوشی هام داری میری خوب می دونم

باشه برو ولی بگو چه جوری زنده بمونم....



شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ |
یافته هایت را با باخته هایت مقایسه کن.

اگر خدا را یافتی،هر چه باختی مهم نیست.



پنجشنبه ۱ دی ۱۳۹۰ |
زمستانی سرد ،کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند،گوشت بدن خود را می کند ومی داد به جوجه هایش می خوردند.

زمستان تمام شد وکلاغ مرد!

اما بچه هایش نجات یافتندو گفتند:آخیش خوب شد مرد،راحت شدیم از این غذای تکراری!

این است واقعیت تلخ روزگار ما..........



پنجشنبه ۱ دی ۱۳۹۰ |

دلتنگی

 
 
دلتنگ روز های کودکی ام که با هم قهر می کردیم تا قیامت....

 و هر دقیقه قیامت می شد!

دلتنگتم یار دبستانی من



پنجشنبه ۱ دی ۱۳۹۰ |

 

اسلایدر

دانلود فیلم